انقطاع از خود
پس از این که ایمان با:
۱⃣ تداوم بر اعمال صالح
۲⃣ و ادای مستحبات
۳⃣ و اتصاف به اوصاف حسنه تقویت یافت و پرده های ظلمانی بین عبد و خدای متعال کنار رفت
بنده برای مراتب بالاتری از قرب الهی، که همان قرب نوافل است، قابلیت مییابد و درحقیقت به شهود قلبی توحید افعالی و اسماء و صفاتی نایل میشود
که به سبب تصرف خداوند در وجود او و گشودن بینایی قلبش به مشاهدهی مرتبهای از ملکوت، که همان انتساب حقیقی افعال و اوصاف کمالیهی موجودات خویش به حق تعالی است، حاصل میشود.
قرآن کریم از چنین حالتی، و نیز حالتی که پس از این بیان میشود، به خلوص و صلوح تعبیر میفرماید:
«وَاذْکُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِیمَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ أُوْلِی الْأَیْدِی وَالْأَبْصَارِ ۞ إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَهٍ ذِکْرَى الدَّارِ»
و یاد کن ای پیامبر! بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را، که صاحبان قدرت و بینایی بودند، زیرا آنان را به سبب یاد خالص سرای (باقی) آخرت خالص گرداندیم
دیدگاهها