منتشر شده در ۱۳ خرداد ۱۳۹۷
Print Friendly, PDF & Email

شرح حدیث عنوان بصری – قسمت پنجم

«بهره‌مندی از برخورد اولیای الهی با انسان»

گاهی انسان متوجّه حقایق و رسیدن به آن‌ها می‌شود؛ لکن یا ذهن و روح او مشغول امور دیگر است یا ذهنش به امور باطل مشغول است و به آن اعتقاد دارد که در هر دو صورت، انسان هنگام برخورد با اولیای الهی یا مربّیان معنوی، با عدم پذیرش از طرفّ ایشان مواجه می‌شود. این عدم پذیرش، تحوّلی در ذهن و روح او حاصل می‌نماید و او را برای حرکت به سوی کمال حقیقی و دریافت آن آماده می‌کند.
برخورد تربیتی امام صادق (علیه‌السّلام) با عنوان بصری، به گونه ای بود که وی را به سوی کسب آگاهی و انگیزهٔ بیشتر جهت دریافت معارف الهی سوق داد؛ آن جا که حضرت وی را به مالک بن انس حواله داد وبه او فرمود: «همان گونه که قبلاً نزد مالک رفت و آمد می‌کردی، اکنون نیز از او کسب علم کن.»
با این که وظیفهٔ الهی امام (علیه‌السّلام) هدایت و دستگیری انسان‌ها است، به گونه ای که هر کس به او رجوع کرد، او را آگاه کرده و راه را به او نشان می‌دهد؛ لکن این برخورد، برای ایجاد آمادگی در عنوان بصری بود، تا قلبش از راه‌های دیگر جدا شده و محبت راه حق و امام حق در وجودش ظهور کند، بنابراین کلام حضرت (علیه‌السّلام) آتشی در وجود او افروخت و او را نسبت به راه‌های دیگر بی رغبت وبیش از پیش شیفتهٔ دریافت معارف والای اهل بیت (علیهم السّلام) نمود، چنان‌که پس از این برخورد، غمگین شده و به خود خطاب کرد: «اگر امام در من خیری می‌دید، هیچ‌گاه من را از رفتن نزد خویش و گرفتن [علم] از او منع نمی‌کرد.» و با این حال، به نقص خود پی برد و فهمید که نقصش باید نزد انسان کاملی، برطرف شود.
این، یکی از علّت‌های برخورد اولیای الهی با انسان است و تا انسان به نقص خود پی نبرد، به دنبال از بین رفتن آن و کسب کمال از اهلش نمی‌رود؛ لذا عنوان بصری، این برخورد را نقص امام ندانست؛ بلکه نقصی در خود دانست. تا آن جا که پس از توسّل به ساحت مقدس پیامبر گرامی اسلام (صلّی اللّه علیه و آله وسلّم) چنین دعا کرد: «خدایا! خدایا! از تو درخواست می‌کنم که قلب جعفر را نسبت به من مهربان کنی و از دانش او چیزی به من ارزانی فرمایی که با آن، به راه مستقیمت هدایت شوم.»

گرَم نه پیر مغان در به روی بگشاید کدام در بزنم؟ چاره از کجا جویم

و پس از این برخورد و دعا به درگاه بی‌نیاز الهی، دیگر نزد مالک بن انس نرفت، زیرا قلبش از محبت امام صادق (علیه السّلام) سرشار شده بود. پس علت دیگر این برخوردها، تحوّل حالی در انسان است که محبتش نسبت به باطل و غیر راه حق بریده شده و به جای آن، محبّ و شیفتهٔ راه حق و رهبر آن شود تا به دنبال آن رفته و در آن جهت استقامت ورزد.

مطالب مرتبط

دیدگاه های کاربران